سامانه پیامکی : 100058309

شماره مرکزی : 58309-021

کورش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیک منش بود. کورش بنیان گذار فرهنگ ِ  دوستی و بخشایش در میان فرمانروایان است، کسی که بر خلاف بسیاری از پادشاهان تاریخ در اوج قدرت معنای راستین «حقوق بشر» را به جهانیان آموخت. کوروش قلب تپنده یک ملتی بود که در زمان خود و دیگر زمان ها نظیر نداشت و مردم از این قلب تپنده الهام میگرفتند. کوروش پادشاهی عادل بود که هر ملتی را در اعتقادات و مذاهب و دیگر چیز هایه مخصوص به خود آزاد گذاشت واین باعث شد که نام کوروش در همه ملتها بر جای بماند.

در چنین روزی، كورش بزرگ پس از گشودن دروازه‌ی شهر بابل، اندر آن شهر بزرگ و با شكوه و بسیار كهن شد. مردم بابل گمان می كردند كه اكنون با چپاول و كشتار و دست درازی به جان و دارایی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانروایی زورگو و ستمگر بر آنان شهریاری  خواهد كرد ولی  كورش بزرگ و سربازانش نه تنها چنین نكردند بلكه کورش فرمان آزادی و برابری داد. فرمانی كه در سال ١٩٧١ میلادی از سوی (سازمان ملل متحد) نخستین  (منشور) آزادی مردم در جهان شناخته شد.

كورش بزرگ ، کشورهای شکست خورده را وادار به فرمانبرداری نمیکرد و آنان میتوانستند فرمانروای خود را خود برگزینند،كه نام آن ساتراپ (ایالت) بود. ساتراپ‌های امپراتوری ایران همان آزادی گزینشی را دارا بودند كه امروزه در ایالات متحده آمریكا می‌بینیم.
هوشمندی کورش بزرگ برآیند آمیختگی دو تیره‌‌ی بزرگ آریایی ، پارس و ماد (ماد برابر با  آذریان و کُردان)  بود.آمیختگی این دو تیره ایران بزرگ را ساخت ، کورش بزرگ را پدید آورد و در كارنامه‌ی جهان شگفتی آفرید. این آمیختگی پارس و ماد یا پارس و آذری و كُرد ، هرگز جدا شدنی نیست و یک پارچگی این بوم را در پناه خود دارد.

 و چنین گفت کورش بزرگ ، آن ابر مرد كارنامه تاریخ جهان:
«فرمان دادم تا كالبدم را بدون تاپوت (تابوت) و مومیایی به خاك به سپارند ، تا پاره های تنم ، خاک ایران را درست كند.»